در طول زندگی بارها برایم روشن شده است که بزرگ شدن تنها با بالا رفتن سن به دست نمیآید. سالها میگذرد، موها سفید میشوند و تجربه های زیادی در ظاهر جمع میشوند، اما گاهی در عمق وجود انسان هنوز همان روحیه کودکانه باقی میماند. انسان های زیادی را دیدهام که عمر شان از نیم قرن گذشته است؛ اما در برابر مشکلات زندگی زود خشمگین میشوند، دیگران را مقصر میدانند و از پذیرفتن مسئولیت فرار میکنند. همین تجربه ها به من آموخته اند که میان سن و پختگی فاصلهای عمیق وجود دارد.
آنچه انسان را به پختگی واقعی میرساند، بلوغ روانی است؛ همان ستون پنهانی که شخصیت انسان بر آن استوار میشود. بلوغ روانی یعنی توانایی دیدن واقعیت های زندگی آنگونه که هستند، نه آنگونه که ما دوست داریم باشند. یعنی انسان بتواند احساسات خود را مهار کند، در برابر سختیها شکیبا باشد و مسئولیت تصمیم ها و اشتباهات خود را بپذیرد.
انسانی که به این مرحله از پختگی میرسد، میداند که زندگی همیشه مطابق خواسته های او پیش نمیرود. شکست، ناامیدی و دشواری بخشی از مسیر زندگی است؛ اما تفاوت انسان بالغ با دیگران در همین جا آشکار میشود. او به جای شکایت، سرزنش و فرار از مسئولیت، با تفکر و صبر راهی برای عبور از مشکلات پیدا میکند و حتی از اشتباهات خود پلی برای رشد میسازد.
در جامعه نیز بارها دیدهایم که بسیاری از اختلاف ها، نزاع ها و حتی عقبماندگی های اجتماعی ریشه در نبود همین بلوغ روانی دارد. گاهی انسان هایی با سن بالا در جامعه حضور دارند؛ اما در نوع نگاه و برخورد با مسائل هنوز به پختگی لازم نرسیدهاند. این تجربه ها نشان میدهند که بلوغ روانی به گذشت سالها وابسته نیست؛ بلکه به آگاهی، تجربه، خودشناسی و مسئولیتپذیری وابسته است.
در حقیقت، بلوغ روانی همان ستون پنهان شخصیت انسان است؛ ستونی که اگر در وجود انسان شکل بگیرد، زندگی فردی او استوارتر میشود، روابط انسانی عمیقتر میگردد و جامعه نیز گامی به سوی آگاهی، تعادل و رشد برمیدارد.
استاد قدرت الله رجمانی
فعال آموزش و مدیر برنامه های مجتمع تحصیلی گوهر شاد بیگم